شهادت امام حسین (ع)

 

تمامی بهشت است به نامش

می زنم دم زعلمدار رشید حرم عشق

شه با کرم عشق

مه محترم عشق

صفای قدم عشق

همان یار که گشته صنم عشق

چکد از لب او بر لب پیمانه لب عشق

همان شاه که باشد سر دوشش علم عشق

نگار دل زارم شفا بخش قرارم به جز عشق جمالش

به دل خوش ندارم

قرارم بهارم شعارم همه دارو ندارم

که باشد به شب اول قبرم به کنارم

دلم عاشق رویش

شدم بنده کویش

دلم بسته به مویش

قده نوش سبویش

شتابان دل زارم

همه شب جانب کویش

چنان برگ خزان است

روان در دل جویش

ندارم به خدا جز هوس دیدن رویش

مرا کشته به وا… علی علی واری خویشش

ابوالفضل امیرم امیری بی نظیرم

صفا بخش ضمیرم که جز عشق رخش در دل خسته نپذیرم

چه خوش باشد اگر باز زند با دو سه تیرم

که صیدش شوم و زیر قدم هاش بمیرم

ز غیرش همه سیرم دل از مهر خدایی ابالفضل نگیرم

علمدار سپه دار جهانگیر و جهاندار

بود دلبر و دلدار مرا یار مدد کار تپش های دل حیدر کرار

شده در حرم فاطمه پر کار

زنم جار بود عشق سر دار بگوید سر دیوانه سر دار

سرم پر زهوایش دلم جای ولایش غلامم به سرایش

همه هستی و دینم به فدایش

ربوده ز سر روح الامین عق صدایش بود

محور عشق عزلی دست جدایش

حسین بن علی سوره توحید بخواند برایش

کسی نیست به پایش به قربان نوایش

دعایش دلم گشته خریدار بلایش

دلم گشته خریدار بلایش به قربان گره بند قبایش

لقب باب حوائج نصب باب حوائج

خداوند نجابت و ادب باب حوائج

دلم غرق کمالش

بود زینب کبری همه جا محو جمالش

دلم بنده نامش گرفتار مرامش

که افتاده به دامش نه آدم نه سلیمان و نه لقمان که موسی است غلامش

حسین است کلامش ببین حسن خطابش و به زهراس سلامش

قیامت متجلی شود از وقت قیامش

تمامی بهشت است به نامش.

داریم با حسین یا حسین پیر می شویم

ما دو پیاله ایم که لبریز باده ایم

این دو پیا له را به ملک هم نداده ایم

تا وقت میکنیم حسینیه می رویم

ما سالهاست شیعه ی گریان جاده ایم

با هر سلام صبح به آقای بی کفن

انگار روبروی حرم ایستاده ایم

با رعیتی خانه ی ارباب با وفا

احساس میکنیم که ارباب زاده ایم

شکر خدا که نان شب ما حسین شد

ممنون لطف مادر این خانواده ایم

بال ملا ئک است که ما را میاورد

یعنی سواره ایم اگر چه پیاده ایم

داریم با حسین حسین پیر میشویم

خوشحال از این جوانی از دست داده ایم

اس ام اس ماه محرم

 

 

هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست
عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست
خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک
روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست

شهادت جانسوز امام حسین (ع) و 72تن یاران بزرگوار ایشان تسلیت باد

 

 

هر سال برای تو سیه می پوشیم / در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم
ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز / با یاد لب تو آب را می نوشیم . . .

باشد سکوت میکنم اما خودت ببین

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!
قبــــــــل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتـــــــان
دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!

قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به این نوشته بگویید «داستــان»

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین
از احتمال فاجعه، از آخـــــــرالزمـــــــان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر
باران بیــــــــار و باز ببـــاران از آسمان

اهل بهشــت یا که جهنم؟ خودت بگو!
آقا اجازه! ما که نه در این و نه در آن!

«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»
یا زیر دســت های نجــیب تــو در امـــــان!

آقا اجازه!....................................!

باشد! صبــــور می شوم اما تو لااقل
دستی برای من بده از دورها تکان...

آقا اجازه! خسته‌ام از این همه فریــــب
از های و هوی مردم این شهر نانجـیب

آقا اجازه! پنجره‌ها سنــگ گشته‌اند
دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب

آقا اجازه! باز به مــن طعنه می‌زنند
عاشق ندیده‌های پر از نفرت رقیب

«شیرین» ی وجود مرا «تلخ» می‌کنند
«فرهاد» های کینه پرست پر از فریب

آقا اجازه! «گنــدم» و «حـــوا» بهانه بود
«آدم» نمی‌شویم! بیا: ماجرای «سیب»!

باشد! سکوت می‌کنم اما خودت ببین ... !
آقا اجازه! منتظـــــــــرند این همه غریــــب ....؟!