ا

امروز، وقتی خورشید، سر از بالین کوه‏ها بردارد و طلوع کند، همتای خود را در

 زمین خواهد یافت؛ مولای نخلستان‏های سکوت و چاه، مولای شبگرد

کوچه‏های کوفه را که بار امانت بر دوش، خلافت خدا را بر زمین مجسم خواهد

 کرد. فردا، یتیمان، طعم نان دست‏های فاطمه را در بخشش شبانه او،

بی‏منّت خواهند چشید. ببار ای ابر رحمت؛ که میلاد تو، آغازگر انگشتان

ذوالفقاری نور است و فتح خیبر، دری است که به روی بازوان عدالت گشوده

است تا آن را برای همیشه، در تاریخ قلوب مؤمنین ثبت کنی. تا که بر لب

نامت ای زیباترین، می‏آورم آسمان‏ها را تو گویی بر زمین می‏آورم تو طلوع

آفتابی، من اذان مغربم زیر لب نام امیرالمؤمنین می‏آورم