آنقدر دور که خدا می داند
کوله بارم پر تنهائی و درد
و من در حین نماز آرزویم این است
که فقط یک ساعت
(( نه هوس نیست خدا می داند ))
دست کم یک ساعت عشق را لمس کنم
بیخیال ....... بیخیال از این عشق
آرزویم این است که فقط یک ساعت
کمتر از یک ساعت از یاد برم خاطره را ..... حافظه را...... یاد تو را ........
و تو اکنون دوری
آنقدر دور که خدا می داند
(( شاعر: خودم ))
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۱۶ ساعت 9:9 توسط الی
|
به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد