امروز با دوستم صبحت کردم

می گفت دنبال نقاط مشترک باش

تو هم متنفری هم نقطه مشترکی نداری برا همون حرفی هم نمی تونی بزنی باهاش

به حرفش گوش دادم دنبال نقاط مشترک می گردم

می دونم که زبان خارجیش عالیه شاید برم کلاس زبان

می خوام باهاش برم از این کشور

اونجا اون هم راحت تره من هم راحت تر

وقتی کارش همه جیزش اونجاست

چرا بمونم ؟

بمونم اینه دغه بقیه باشم؟

چرا همه زجر بکشن بزار فقط خودم باشم خودم

شاید این هم یه نقطه مشترک باشه

خدا رو چی دیدی؟