میگن اگه بری اون بر آب تنها می شی

اگه اونجا یه دفه ولت کنه بره چی؟

میخوای چیکار کنی ؟ بهشون میگم این زندگی منه اگه تا حالا دخالت کردین دختر شما بودم حالا دیگه زن مردم هستم

حالا اختیار زندگیمو دارم تا اینجا شما بودین که تصمیم می گرفتین حالا این منم که تصمیم می گیرم 

شما می خواین جدا نشم چشم جدا نمی شم 

ولی طریقه زندگی زناشوئیم و که خودم می تونم بریزم

وقتی بهش اجازه دادم بره دنبال دخترای دیگه یا اینکه بهش گفتم می تونی ازدواج مجدد داشته باشی 

این با ول کردن من که فرقی نداره 

من تصمیم قطعیمو گرفتم نمی خوام ایران بمونم که خانوادم منو ببینن

زندگیمو ببینن . دوست ندارم . حتی اگه اون بر آب طلاقمو بده بهتر از اینه که جلو چشم مامان بابام باشم

خیلی راحت از اون دور می تونم دروغ بگم کنارم نیستن که ببینن 

راهی که در پیش گرفتم سکوته 

در مقابل همه حرفاشون سکوت می کنم 

دیگه اگه بابام سکته هم بکنه نمی گن تقصیر کارای توست

دیگه کاری نمی کنم که بفهمن درونم چی میگذره 

من راحتم با این فکر راحتم 

فقط گاهی اوقات با خودم میگم مرگ چقدر شیرینه ...